روش روانکاوی برای تضادهای درونی انسان

0

روانکاوی علمی بسیار گسترده است که برای بسیاری از اختلالات روانی و روحی از آن استفاده می شود. در این مطلب از سایت طب فارسی ما از روانکاوی تضادهای درونی برای شما صحبت می کنیم. همراهان عزیز ما را در ادامه مطلب نیز همراهی کنید.

طریق روانکاوی در شناسایی تضادهای انسان

روانکاوی
«عصبیت» به علت محرک هایی که در خودش وجود دارد، به طور خودکار مدام در حال نمو و گسترش است و به روش منطق خشن و بی رحمانه ی خاص خود، روز به روز قسمت های بیشتری از وجود معنوی شخص را تسخیر می کند. جریان عصبیت  رفته رفته، تضادها را عمیق تر، شدیدتر و وسیع تر می کند. شخصی برای این تضادها به حیله ها و راه حل هایی متوسل می شود. از این که این راه حل ها غیر اساسی است، خود منجر به تضادهای جدید می گردند که این تضادهای جدید، یک نوع تعادل لرزان و تهدید شونده ایجاد می کنند و بر ضعف کلی شخصیت می افزایند. به منظور اجتناب از زیانهای تضادها و مشکل «عصبیت»، باید مسئله «عصبیت» را خیلی جدی گرفت. روانکاو باید راه غلطی که شخص عصبی پیش گرفته، برگردد و در عوارضی که در اصل از «تلاش برای کسب عظمت» روییده اند: تصور ایده الی، غرروها، توقعات زیادی از دیگران و از خود، عناد به خود و غیره . نتیجه ی اجتناب ناپذیر و غیر منطقی، مسیر غلطی است که شخص در پیش گرفته است. اگر از این مسیر برگردد، همه ی ان عوارض و شاخ و برگ ها، خود به خود از بین می روند. شخص به خود اصلی اش علاقمند می شود و صفات و خصوصیات اصیل و واقعی خود را رشد می دهد.

 

هدف روانکاوی تضادها

روانکاوی

هدف از معالجه ی عصبیت و تضادها در شخصی، این است که اول شخص را کمک کنیم که تا خودش را بشناسد، بعد ببینیم چه محرک های عصبی در شخصیت او، سرنوشتش را در دست گرفته است و او را بی اختیار به هر سو می کشاند. وقتی این محرک ها شناخته شوند، خود به خود ضعیف می شوند. پنجه از روح شخص بر می دارند و به او فرصت می دهند تا «خود اصیلش» را پیدا کند و او را از تبعید گاه بیرون آورند، بعد از این جریان، روابط انسانی شخصی روز به روز بهتر خواهد شد. خلاصه، احساسات و حالات مثبت و سازنده در او به سرعت رشد می کنند. بیمار باید بر تمام احتیاجات، انگیزه ها و حالاتی که مانع رشد اصیل وی می گردند، فائق آید و آنها را از خود دور کند. دست از هدف های خیالی و سراب مانند خود بردارد، فرصت می یابد تا استعدادهای طبیعی و واقعی خود را بشناسد. غرورهای کاذب و ماسک های دروغی را از چهره ی جان خود بر گیرد، عناد و دشمنی اش با خودش کم می شود. و به همان میزان بر اعتماد به نفسش افزوده می گردد. فشار و امریت «بایدها» تضعیف می گردد. از فرسایشی بودن تمایلات، احساسات، اعتقادات و هدف هایش کم می شود، آنگاه می تواند تمایلات، احساسات، اعتقادات و هدفهای اصیل و واقعی خود را بشناسد و انها را حس کند. هدف روانکاو این است که «خود واقعی» بیمار رشد کند در حالی که بیمار می کوشد تا هر چیزی که مانع تحقق و خود ایده الی اش می شود، از بین ببرد و آن را تکمیل کند.

 

حالت فرد بیمار در  طی روانکاوی

روانکاوی

بیمار به علت ارزش های ذهنی ای که برای احتیاجات عصبی، غرورها و راه حل ها قایل است و از ترس مواجه شدن با خطر اضطراب، عدم تعادل و احساسی وحشت، علیرغم میل آگاهانه اش به همکاری با روانکاو، به هیچ وجه قادر به چنین همکاری نیست. همیشه در جلسات روانکاوی حالت دفاعی به خودش می گیرد و سعی می کند، نگذارد روانکاو دست به ترکیب ساختمان فعلی اش بزند. از یک طرف احساس بدبختی می کند و از طرف دیگر نمیداند که ریشه این احساسی در موجودیت ساختمان عصبیت است. تاثیر منفی و کند کننده ی این توهمات و انتظارات برای جریان روانکاوی کاملا واضح است. بیمار هم از روانکاو و هم از خودش اتنظار دارد که برای درمان وی از قدرتهای معجزه آسا و موهوم خود استفاده کنند. نتیجتاً انرژی ها و کوشش های واقعی بیمار به کار نمی افتند و عاطل می مانند، در حقیقت انتظارات غلط بیمار، روانکاوی را به یک امر جادویی و معجزه اسا تبدیل می کند. روانکاوی و درمان، چیزی جز شناختن ساختمان عصبیت و بالنتیجه ریشه کن ساختن غرورها یا « خود ایده آلی » و سایر تضادها نیست. اما در صورتی که شخصی یک به یک همه ی تضادها را در خودش پیدا کند و آنها را نسبت به یکدیگر تطبیق دهد. مثلاً در «تلاش برای کسب عظمت» در لحظه به لحظه زندگیش چگونه تاثیر می کند و به چه شکل هایی در می آید. در گذشته چه هدف هایی داشته و برای آینده اش چه نقشه هایی دارد. آیا صرفاً به منظور کسب عظمت بوده؟ در لحظه به لحظه زندگیش چگونه تاثیر گذاشته است و به چه شکل هایی درآمده است؟ تخیل چه نقشی در زندگیش دارد، هم اکنون چه توقعاتی از دیگران و اطرافیان دارد.

تمام غرورهایی را که به وسیله انها احساس ارزش می کند و از عدم ارضاء شان احساس بی ارزشی می نماید، در خود پیدا کند. «بیگانگی با خویش» را حس کند. حالت ها و رفتارها و احساسات متضاد خود را پیدا کند، بفهمد که چه حیله هایی برای تسکین تضادها بکار می برد. سپس تاثیر هر یک از عوامل ذکر شده را در روابطش با دیگران و در کاوش مقایسه کند و بپذیرد که عوامل عصبی علت و معلول یکدیگرند. مثلا حس کند که عناد به خود، غرروها را بزرگتر و بیشتر می کند و برعکس غرورها عناد به خود را تشدید می کند. مجموعه ی ساختمان عصبیت را تجزیه و تحلیل نمایید. ارتباط مهر طلبی را با برتری طلبی، عناد به خود، حساسیت، حسادت، عزلت طلبی، بیگانگی با خود، بدبینی، احساس حقارت، احساس بیچارگی، احساس خجالت، احساس مورد اجتحاف واقع شدن و یا سایر خصوصیات عصبی، تشخیص داده شود و بررسی گردد. در مورد نوع «باید»ها یا «نباید»ها و یا «توقعات از خود» در ارتباط با نوع غرورها، تحقیق شود و نتیجه ی آنها معلوم گردد. در صورت تحقیق دقیق شرایط فوق، میتوانیم بگوییم که خود را شناخته ایم.

 

منبع: http://tebfarsi.ir

Leave A Reply

Your email address will not be published.

خرید بک لینک خرید رپورتاژ نرم افزار مطب نرم افزار رستوران هتل آپارتمان مشهد